I met all the other people in the class
معنی کلمه other را قبلاً یاد گرفتیم: یکی از کاربردهای رایج و جالب the other اشاره به بخش دوم یا متضاد یک موضوع است: She…
معنی کلمه other را قبلاً یاد گرفتیم: یکی از کاربردهای رایج و جالب the other اشاره به بخش دوم یا متضاد یک موضوع است: She…
وقتی اشاره ما به یک اسم مشخص است، از articleهای مانند a و the استفاده میکنیم. She is a doctor. She is the doctor. اما…
معنی کلمه another را میدانیم. این ضمیر گاهی به عنوان یک determiner پشت یک اسم (مفرد) میآید : Every 5 minutes, he makes another great…
معنی much را میدانیم اما یک کاربرد این کلمه این است که در جملات سوالی، به همراه اسم میآید: How much television do you watch?…
Anyway that’s enough of my news! یکی از ترکیبات رایج determiner ها به این شکل است: quantifying determiners + ‘of’ + determiner برای مثال در…
در این ترم، لازم است تعداد بیشتری از determiner ها را یاد بگیریم. I’m convinced that most people watch too much TV these days. کلمات…
عباراتی مانند ‘a little’, ‘a bit of’ and ‘a little bit of’ هستند که برای بیان اندازه و میزان اسامی غیر قابل شمارشی مانند time…
تعدادی از determiner ها با اسامی جمع میآیند. کاربرد آنها هم شمارش است: So several days ago we received a complaint. کلماتی مانند ‘several’, ‘millions…
دو کلمه either و or غالباً به این شکل با هم میآیند: either … or … OK, now Mr. Winter is either alive or dead.…
دو کلمه both و and با ساختار زیر در زبان انگلیسی بسیار رایج هستند: both … and … به جای سه نقطه، اسم یا عبارات…