بازگشت به دوره

0- مسیر گام به گام یادگیری زبان در فلوئنت

0% تکمیل‌شده
0/0 مرحله
  1. گام اول مسیر زبان: برداشتن گام اول یا تعریف پروژه
    2 موضوع
  2. مراحل تعریف پروژه شخصی زبان
    8 موضوع
  3. یادداشت برداری از نقشه راه یادگیری زبان و تمام دوره‌های لازم
  4. تعهد دو طرفه بین شما و فلوئنت
    1 موضوع
    |
    1 آزمون
  5. اولین عادت روزانه: مرور فلش کارتها
  6. شروع مسیر گرامر زبان انگلیسی با گرامر مبتدی (A1)
  7. سایر مراحل ترم اول (A1)
  8. ارسال ریفلکشن روزانه
  9. استفاده از هوش مصنوعی برای یادگیری عمیقتر و سریعتر و شخصی تر
  10. گام اول انجام پروژه شما: برنامه ریزی برای یادگیری کلمات پروژه ام
    2 موضوع
  11. تکمیل بخش اول از ترم اول یعنی کلمات و گرامر مبتدی
  12. شروع مهارت خواندن در سطح مبتدی
    1 موضوع
  13. شروع شنیدن و دیدن محتواهای انگلیسی در سطح مبتدی
    1 موضوع
  14. مهمترین عادت و عدد شما در پروژه یادگیری زبان
  15. بخش فهمیدن تکمیل شد (فهمیدن متن و صوت: خواندن و شنیدن)
  16. شروع مکالمه انگلیسی ابتدایی
    2 موضوع
  17. شروع نوشتن انگلیسی
    4 موضوع
  18. اجرای پروژه در سطح مبتدی
  19. افزایش تسلط یا Fluency (سریعتر خواندن، راحت تر شنیدن و غیره)
  20. تکمیل ترم اول
  21. رفتن از سطح 1 به سطح 2
    3 موضوع
  22. شنیدن و تلفظ پیشرفته
  23. مکالمه به روش TPRS
  24. این مسیر چقدر طول میکشه
  25. مهارتها
  26. رفتن به سطح سوم و گیر کردن در آن
  27. غول مرحله آخر: سطح چهار و مستقل شدن
پیشرفت درس
0% تکمیل‌شده

اگر از شما بپرسند که چه هدفی در ارتباط با یادگیری زبان دارید، جواب شما به کدام یک از این موارد شبیه خواهد بود؟

  • مواردی مانند تسلط بر زبان یا یادگیری گرامر پیشرفته یا یادگیری ده هزار کلمه انگلیسی
  • مواردی مانند خواندن کتاب atomic habits، دیدن سریال friends یا دوره Learn how to learn یا صحبت نیم ساعته با یک فرد خارجی

اگر هدف شما شبیه به موارد لیست اول است، مسیر زبان خواندن شما بسیار سخت‌تر و طولانی‌تر خواهد شد. اما اگر یک هدف واقعی داشته باشید، مسیر کوتاه‌تر و لذت‌بخش‌تری را طی خواهید کرد.

یکی از مهمترین موضوعاتی که در مورد زبان ظاهراً می‌دانیم اما در عمل توجه کافی به آن نمی‌کنیم این است: زبان، ابزار است؛ نه هدف.

زبان ابزار است یعنی زبان وسیله‌ای است برای رسیدن به یک هدف و به سرانجام رساندن یک پروژه.

ارزش این ابزار هم به واسطه آن کاری است که با آن می‌توان انجام داد. صرف داشتن آن بی فایده است به ویژه آنکه می‌دانیم به دست آوردن یا داشتن هر ابزاری به زمان و انرژی و منابعی نیاز دارد که می‌شود با آن کارهای دیگری انجام داد.

قاشق ابزار است. هدف غذا خوردن است. برای مثال اگر غذایی نباشد کسی کاری به قاشق ندارد. قاشق ابزاری است برای غذا خوردن (چه برای لذت، چه برای نیاز بدن).

زبان هم یک ابزار است. برای انجام کاری که زندگی ما را بهتر می‌کند. شاید این موضوع بدیهی به نظر می‌رسد اما آنقدر “یادگیری زبان” به عنوان یک فضیلت و یک کار خوب تمجید شده که گاهی علت آن را فراموش می‌کنیم. احساس می‌کنیم همه باید زبان انگلیسی را بدانند. کسی اگر بپرسد چرا، جوابهای کلی و عمومی داده می‌شود: مانند “زبان انگلیسی، زبان اول دنیاست”، “الان بی‌سواد کسی است که انگلیسی بلد نباشد” و موارد بسیار دیگر.

در چنین فضایی شاید بهتر باشد که روی این تاکید کنیم: دانستن زبان انگلیسی هیچ امتیاز و ارزشی ندارد؛ مگر آنکه من به کمک آن بتوانم کارهایی را انجام دهم و با انجام آن، زندگی‌ام را بهتر کنم.

پس سوالی که باید از خود بپرسیم این است که من زبان را برای چه کاری می‌خواهم استفاده کنم؟

جواب کلی دادن به این سوال کافی نیست. اگر قرار باشد امروز قاشق بخریم، می‌دانیم قرار است که از آن استفاده کنیم (مثلاً برای مهمانی امشب). در مورد زبان هم باید بدانیم دقیقاً کار بعدی که می‌خواهیم با آن انجام دهیم چیست.

اگر صرفاً در مورد یادگیری زبان صحبت می‌کنیم، اما از کاری که می‌خواهیم با آن انجام دهیم، به صورت شفاف و ملموس صحبت نمی‌کنیم یعنی زیاد به این کار نداریم که این زبان را برای چه چیزی می‌خواهیم.

از طرفی، هدفی که ما برای یادگیری زبان داریم تا حدودی مسیر را هم تغییر می‌دهد. برای مثال اگر زبان را برای کتاب خواندن می‌خواهیم، مسیر ما متفاوت خواهد شد با کسی که قصدش گرفتن مدرک زبان یا مهاجرت است.

تمرین

شما چرا می‌خواهید زبان انگلیسی را یاد بگیرید؟ هدفتان چیست؟ این هدف را به شکل یک پروژه شفاف تعریف کنید و اگر حوصله بیشتری داشتید، بیانیه آن را هم کامنت کنید. در جواب، خواهیم گفت که انجام این پروژه به چه سطحی از زبان نیاز دارد و رسیدن به آن سطح، چقدر کار دارد.

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *