بازگشت به دوره

دوره پنج روزه رایگان: حل بزرگترین چالش زندگی

0% تکمیل‌شده
0/0 مرحله
  1. کوئیز: چقدر برای رویارویی با مشکلات اصلی زندگی‌تان آماده هستید؟
  2. 5 درس در 5 روز: حل بزرگترین مشکلات زندگی در 5 گام
  3. روز اول

    درس 1: پیدا کردن بزرگترین مشکلات و موانع زندگی شما
    4 موضوع
  4. فرمول شناسایی بزرگترین چالشهای زندگی: با پاسخ به 5 سوال
    8 موضوع
  5. تمرین درس 1: شما و بزرگترین چالش زندگی تان
  6. ویدئوی درس اول-انتخاب چالش اصلی زندگی
  7. روز دوم
    درس 2: شناخت 5 بخش پنهان مشکل
    8 موضوع
  8. ویدئوی درس دوم-شناخت بخش پنهان چالش
  9. روز سوم
    درس 3: آماده شدن برای جنگ: طراحی برنامه عملی با استفاده از منابع و داشته‌ها
    5 موضوع
  10. ویدئوی درس سوم-شناخت خودم و تجهیزات و منابع لازم برای رویارویی با چالش
  11. روز چهارم
    درس 4: شروع رویارویی-شکستن مسیر مبارزه به چند مرحله اصلی
    7 موضوع
  12. ویدئوی درس چهارم-انتخاب چالش اصلی زندگی
  13. روز پنجم
    درس 5: انتظار شکست و آمادگی برخواستن و فراتر رفتن
    4 موضوع
  14. ویدئوی درس پنجم-انتخاب چالش اصلی زندگی
پیشرفت درس
0% تکمیل‌شده

در شاهنامه، رستم بارها شکست می‌خورد: به ویژه از سهراب، برادر ناتنی‌اش شغاد. گاهی پیروزیهایی که در ظاهر به دست آورد هم تبدیل به یک شکست روانی می‌شوند: مانند کشتن اسفندیار.

در بازی‌های کامپیوتری هم شکست بخشی اجتناب ناپذیر از بازی است. برای مثال هر بازیکنی که در Skyrim با آلدوین روبه‌رو می‌شود، ترس از باختن و شکست در نبرد را تجربه می‌کند.

در این بازی، شرایط بسیار پرفشار به نظر می‌رسد، نبرد طاقت‌فرساست، و شکست در اولین رویارویی با آلدوین اژدهای ترسناک بلعنده‌ی جهان‌ها تقریباً اجتناب‌ناپذیر است. همانند دیو سپید شاهنامه و معضلات عظیمی مانند فقر و اهمالکاری که ما با آنها رویارو هستیم.

در یک بازی کامپیوتری، وقتی شکست می‌خوریم چه کار می‌کنیم؟ تسلیم نمی‌شویم. این بار بهتر بازی می‌کنیم.

قبل از آن، استراتژی خود را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم کجا اشتباه کرده‌ایم، کاراکتر بازی را ارتقاء می‌دهیم، تجهیزات و منابع بهتری جمع‌آوری می‌کنیم و قوی‌تر از قبل به بازی برمی‌گردیم.

اما در زندگی واقعی، نبرد با چالشها ترسناک‌تر و پیچیده‌تر است. در بازی، فقط می‌بازیم، اما در دنیای واقعی ممکن است آسیب ببینیم، گرسنگی بکشیم، پول از دست بدهیم، سرما را تجربه کنیم، سرزنش شویم یا خود را سرزنش کنیم و هزینه‌های بسیار دیگر.

در نتیجه در اکثر موارد، بعد از شکست، بازی و تلاش دوباره را کنار می‌گذاریم. ممکن است آگاهانه این کار را انجام دهیم یا حتی به آن فکر نکنیم: صرفاً حواس خود را پرت کنیم و به کمک بازیها و فریبهای ذهن از آن فرار کنیم.

بدتر از آن، گاهی حتی همان بار اول هم تلاش نمی‌کنیم: از ترس شکست و هزینه‌های آن. این کار در برخی موارد، منطقی و عاقلانه است. از ترس غلط املایی، دیکته نخواهیم نوشت.

تبدیل شکست به برد

اما شکست لزوماً به معنای پایان راه نیست، حتی اگر دردناک و ترسناک باشد. در عوض، این شکست می‌تواند به فرصتی برای یادگیری، رشد و بازگشت قدرتمندتر تبدیل شود.

همان‌طور که نلسون ماندلا گفته:

“من هرگز نمی‌بازم؛ یا پیروز می‌شوم یا یاد می‌گیرم.”

اما چگونه این را در عمل اجرا کنیم؟ اگر این کار را نکنیم، تبدیل به یک شعار دروغین و غیرکاربردی خواهد ماند و در نهایت تبدیل به سرزنش درونی و ترس بیشتر از شکست خواهد شد.

در درسهای آینده درباره نباختن و آماده شدن برای پیروزی در قمار و بازی دیگر صحبت خواهیم کرد.

تمرین

بزرگترین چالش زندگیتان را در نظر بگیرید. چقدر از شکست در این زمینه می‌ترسید؟

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *