If my devils leave me, my angels will take flight as well

این جمله را ریلکه (Rilke) شاعر آلمانی گفته:

If my devils [are to] leave me, [I am afraid] my angels will take flight as well

فعلاً برای سادگی فرم ساده‌تر آن را در نظر می‌گیریم:

If my devils leave me, my angels will take flight as well

کلمه angel، یکی از کلمات ترم و سطح سوم (یعنی B1) فلوئنت است. تعریفی که روی فلش‌کارتها برای آن آورده‌ایم این است:

a spiritual creature in stories or some religions, usually represented as a human with wings

چنین نمونه جمله‌ای را هم برای آن آوردیم:

an angel told Mary that she would have God’s son, Jesus.

بعید از با دیدن این تصاویر، متوجه معنی آن نشوید:

کلمه مقابل آن، devil (که جز کلمات ترم چهارم است) با کلمه دیو فارسی هم ریشه است.

Is she angel… or devil?

Centurion (2010)

در نقل قول زیر از ریلکه شاعر آلمانی، این دو کلمه آورده شده است:

می‌دانیم که در اینجا، angel و devil استعاره هستند و اشاره دارند به نیروهای مثبت و منفی درون انسان.

با توجه به بال دار بودن فرشته‌ها، واضح است که فعل take flight هم مربوط به flight است. کلمه flight یکی از کلمات ترم دوم است. take flight یعنی:

(of a bird or an aircraft) to leave the ground and begin to fly

But on the first day of ninth grade, Molly spread her wings and took flight.

اگر همه اینها را کنار هم بگذاریم، احتمالاً معنی جمله برای شما ملموس‌تر خواهد شد اما در کل معنی آن پیچیده و چند لایه است به همین دلیل هر کس ممکن است برداشت متفاوتی از آن داشته باشد.

برداشت شما از این جمله چیست؟ آیا معنی آن را متوجه می‌شوید؟

کمک گرفتن از هوش مصنوعی برای فهمیدن یک جمله سخت

ما در نوشته‌های دیگری در مورد استفاده از هوش مصنوعی برای تسهیل یادگیری زبان و کاربردهای مشابه مانند خواندن کتاب انگلیسی صحبت کردیم.

در اینجا صرفاً یک پرامپت ساده را اجرا می‌کنیم تا جمله بالا را بهتر بفهمیم:

Break down this complicated idea into a more straightforward sentence: 
{{Rainer Maria Rilk: "if my devils leave me, my angels will take flight as well"}}
Make this sentence easier to understand for a non-expert

در جواب این پرامپت، چنین توضیحی از chatGPT دریافت خواهیم کرد:

If I lose my dark side, my good side will disappear too.

می‌توانیم پرامپت را کمی تغییر دهیم تا توضیحات مفصلتری دریافت کنیم:

Break down this complicated idea into a more straightforward sentence: 
{{Rainer Maria Rilk: "if my devils leave me, my angels will take flight as well"}}
Provide a more in-depth explanation for this statement
Make it easier to understand for a non-expert

این بار توضیحات بهتری ارائه می‌شود:

This means that if I get rid of my negative traits or struggles (my “devils”), I will also lose my positive qualities and strengths (my “angels”).

The idea is that both the good and bad parts of us are connected. Our challenges and flaws can contribute to our strengths and virtues.

So, eliminating the negative aspects might also take away the positive ones that come from the same place.

اگر متن بالا دشوار است، می‌توانیم آن را به کمک چنین پرامپتی ساده تر کنیم:

Simplify it for an A2 level English Learner 

This means if I get rid of my bad parts (my “devils”), I will also lose my good parts (my “angels”). The idea is that our good and bad parts are connected. Our problems and mistakes can help make us strong and good. So, if we remove the bad parts, we might also lose the good parts that come from them.

نکات گرامری

آیا ساختار جمله شرطی که با if ساخته شده برایتان قابل فهم است؟ بخش condition و result آن را می‌توانید تفکیک کنید؟

if CONDITION, RESULT

در واقع بخش اول، یک کلاز شرطی است و بخش دوم کلاز اصلی.

If my devils leave me,

my angels will take flight as well

به نحوه استفاده از کاما برای تفکیک این دو بخش و خواناتر شدن جمله توجه کردید؟

در ابتدای این نوشته اشاره کردیم که جمله اصلی ریلکه را با حذف are to می‌توان ساده‌تر کرد:

If my devils leave me, I am afraid my angels will take flight as well

در واقع استفاده از are to به شکل بالا در گفتگوهای محاوره‌ای رایج نیست به همین دلیل می‌توانیم آن را حذف کنیم. اگر بخواهیم به نگرانی و afraid اشاره نکنیم، باز هم می‌توان جمله را ساده‌تر کرد:

If my devils leave me, my angels will take flight as well

به جای as well هم می‌توانیم too استفاده کنیم:

If my devils leave me, my angels will take flight too

به جای فاعل و فعلهای جمله هم می‌توانیم کلمات دیگری را بگذاریم تا جملات مشابه دیگری ساخته شود:

If my mom leave me, my dad will go away too

شما چه جمله مشابهی می‌توانید بسازید؟

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. من به صورت دقیق متوجه معنی جمله نشدم و تصور کردم که میگه “اگر شیاطینم مرا رها کنند میترسم که فرشتگانم به خوبی به آسمان پرواز کنند ” بنابراین مجبور شدم برای فهم دقیق‌تر به گوگل ترنسلیت مراجعه کنم. به نظرم جمله بسیار جالبیه.
    If my friend accepts my request for lunch, his girlfriend will join us too.
    if my students go to the beach on vacation, their parents will go as well.

    1. مهدی جان ترجمه فارسی این عبارت که توسط خانم دکتر سپیده حبیب انجام شده به این صورت هست:
      “می‌ترسم اگر دیوهایم ترکم کنند، فرشتگانم هم از من بگریزند”
      در وقع دو فعل leave و take flight مفهومی شبیه به هم دارند. چون angles بال دارند از flight استفاده شده.

  2. من برداشتم ازین جمله اینه که:
    اگه بخوام بخشهای منفی وجودمو از بین ببرم، میترسم بخشهای مثبت هم
    ناپدید بشن یا اگه بخوام قسمتهای منفی خودمو نبینم، بخشهای خوب و مثبتمو هم نادیده میگیرم.

    بنظر منم میشه از چندین جنبه بهش نگاه کرد ولی از نگاه و تجربه خودم بخوام بگم وقتایی که ما میخوایم بخاطر مشکلات و سختیها ازشون فرار کنیم و غم و ناراحتی و خشم و هر هیجان منفی دیگه ای رو سرکوب کنیم و حس نکنیم، یجورایی تلاش میکنیم سیستم احساسی خودمونو خاموش کنیم. در این حالت چون کل سیستم رو خاموش میکنیم، احتمالا دیگه هیجانات مثبت مثل شادی و نشاط رو هم تجربه نمیکنیم

    جمله من:
    If I lie to one person, I will lie to myself too.
    Or
    If I lie to myself, I will lie to other people too.

    1. حرف کلی این هست که اگه بخشهایی که به گمان ما منفی هستند رو از یک فرد یا جامعه یا هر سیستمی هرس کنیم، بخشهای مثبتی که دنبالشون هستیم هم از بین میرن.
      در واقع کلیت یک سیستم باید به شکل منسجم و سازگار با هم کار کنه تا یک سیستم سالم و سازنده و شاداب داشته باشیم.
      مثلاً نمیتونیم تعدادی از بخشها، نیازها یا ویژگهای خودمون یا جامعه رو سرکوب و مغلوب کنیم و تلاش کنیم بخش دیگه رو غالب کنیم.
      هم بخشهای سرکوب شده به شکل پیچیده و پنهانی طغیان میکنند، هم بخشهای غالب شده، عقیم و تضعیف میشن.
      شواهد زیادی برای این در علوم انسانی از جمله روانشناسی یا تفکر سیستمی داریم. یکی از منابع خوب برای این موضوع کتابی هست که این جمله ازش انتخاب شده: عشق و اراده، رولو می

  3. شعری زیبا و پرمعنا اما بحث-انگیز و شاید از نظر برخی قابل مناقشه…! اگر عبارات
    “are to”
    و
    “I am afraid”
    را از شعر بالا برداریم و همچنین به ویژه قیدِ
    “as well”
    را نیز نادیده بگیریم، آنگاه دیگر منظور اصلی شاعر رسانده نشده و حتی شاید معنایی برعکس (اما نه لزوما متناقض) به ذهن متبادر شود .

    در واقع شاعر به نوعی به این گزاره معروف اشاره دارد که:
    “تعرفُ الاشیاء باضدادها”
    امور و پدیده ها به ضد خود بازشناخته میشوند.
    یا به نوعی همان اصلِ “تضاد” و همچنین نوعی وحدت در عین کثرت و حتی ضدیت و رابطه دیالکتیکی بین فرشته و شیطان….
    چه این که تا “شیطان و شیطنت” نباشد، “فرشته و فرشتگی” نیز معنا و مصداق نخواهد داشت و در جریان نفی شیاطینِ درون و برون است که فرشتگانِ درون و برون امکان رشد و بروز و برآمدن می یابند (که البته اینها نیز باز مقولاتی نسبی اند).
    و بالاخره این سخن معروف که “شیاطین حاجبان درگاه پروردگار هستند.”
    چنان که برای مثال تا موانعی بلند و بلندتر بر سر راه یک دونده پرش از مانع نباشد تواناییهای او در برجستن از موانع نه رشد و پرورش یافته و نه امکان بروز و ظهور می یابند و قابلیهای بالقوه امکان بالفعل شدن پیدا نمیکنند .
    حال اگر عبارات
    “are to”
    و
    “I am afraid”
    را از این شعر ریلکه حذف نموده و به ویژه قیدِ
    “as well”
    را هم نادیده بگیریم، آنگاه به نوعی میشود همان شعر معروفِ
    “دیو چو بیرون رود، فرشته درآید”
    که البته این هم به جای خود میتواند درست باشد و با وجود متفاوت بودن با معنای نخست و منظور اصلی شاعر، با آن تناقض ندارد.
    از دیگر سو اگر نگاهی نسبی و سیال به مفهوم فرشتگی داشته باشیم آنگاه میتوان به جای محدود ماندن به رابطه دیالکتیکیِ پیش-گفته بین فرشتگان و شیاطین، نوعی دیگر از رابطه دیالکتیکی بین فرشتگان را متصور شد که مبتنی بر نوعی پردازش موازی و فزاینده بین فرشتگانی در مراتب مختلف و در اَشکال متفاوت و با رنگهای گوناگون بوده و دیگر مشروط و منوط به وجود شیاطین نباشد.
    و البته باز در همه اینها بحث بسیار بسیار دیرپا و مورد مناقشه ی مرز بین فرشتگی و شیطنت، نیک و بد، معنا و مصداق هر یک از اینها و واقعی بودن یا نبودنشان مطرح میشود….

    1. ممنونم جناب اسماعیلی عزیز،
      توضیحات بسیار دقیق و جالبی نوشتید که به فهم این جمله و اهمیت کلماتش کمک میکنه.
      در مورد این موضوع میشه صدها صفحه صحبت کرد. از جنبه روانشناختی و فلسفی گرفته تا بحث اسطوره شناسی و مذهبی.
      برای من با مطالعات اندکی که داشتم این مفاهیم توسط رولو می (به ویژه کتاب Love and Will) و نیچه (که به نوعی بخش اعظم فلسفه ش مربوط به این موضوعه) خوب توضیح داده شدن. اینکه چطوری ترکیب نیروهای به ظاهر منفی و مثبت، اگر کنار هم قرار بگیرن، والایش و تصعید پیدا میکنن. یا به قول نیچه، سگان شرزه، transmutation پیدا میکنن به مرغان نغمه خوان.
      میدانیم اگر این دو کنار هم قرار نگیرن، با مرغ هایی خواهیم داشت که نه میتوانند پرواز کنند، نه نغمه بخوانند و مشغول جنگیدن با سگان شرزه می شوند (یعنی این نیروهای بنیادین و ریشه ای که شاید یک مثال خوب برای آنها id ی باشد که فروید میگوید). در اصل سگان شرزه درون خودشون رو برون فکنی میکنن روی دشمن بیرونی.
      شاید اتفاقی که بین خیلی از کشورها، قومها یا انسانها میفته بر اساس چنین داینامیکی شکل گرفته. مثلاً در این سمت کره زمین گروه هایی رو داریم که اون سمت کره زمین رو شیطان میدونن و خودشون تبدیل شدن به به اصطلاح روحانیونی که در عمل ضد تن و روح هستن (بر عکس شعارهایی که میدهند)
      بحث به حاشیه رفت ولی فکر میکنم به کمک چنین مثالهایی بهتر میشه جمله بالا رو فهمید.

  4. شاید اگر نخواهیم زیادی فلسفه را وارد ماجرا کنیم حقیقت وجود انسان این است که جنبه منفی و مثبت انسان همیشه در انسان بوده و هست و خواهد بود مهم این است که ما به کدام جهت تمایل داریم و کدام جهت را تقویت می کنیم به قول مثال سرخ پوستی درون همه ما دو سگ یا دو گرگ هستند که یکی بد و دیگری خوب است مهم این است که ما به کدام بیشتر غذا بدهیم و کدام را بیشتر رشد بدهیم
    آیا شیطان درون من از فرشته درون من قوی تر است ؟
    یا فرشته درون من توان کنترل را در دست گرفته و حتی از یاوه های شیطان هم برای رشد من بهره مناسب می برد ؟

  5. دنیا پر از تناقضات است سفید و سیاه ، خوب و بد ، بودن و نبودن و….. این تناقضات موجب شناخت بهتر ما از دنیای بیرون و درون خودمان می‌شود .این شعر را می توان از این جنبه نیز بررسی کرد که اگر از این دنیای سیاه درونمان (که شاعر به شیطان اشاره کرده است) خلاص شویم دنیای سفید درونمان قدرت پرواز و شکوفایی پیدا خواهد کرد . البته من از جنبه مثبت قضیه نگاه کردم و انسان با آزمون و خطا ها می‌تواند به کمال مطلوب خودش برسد یعنی انسان با حذف اشتباهاتش که به نوعی شیطان این شاعر گرامی است می‌تواند راه روشن خودش را پیدا کند ،

ثبت گزارش
 
[contact-form-7 id="56866" title="فرم تماس 1"]