نوروپلاستیسیتی مغز و رشد مغز تجربه گر
یکی از عجیبترین پدیدههای کل جهان هستی، مغز و به رو طور خاص ویژگی اصلی آن یعنی نوروپلاسیتیسیتی (Neuroplasticity) است.
نوروپلاستیسیته توانایی مغز برای تغییرات فیزیکی هنگام مواجهه با تجارب جدید است (+).

به زبان ساده بگوییم: مغز ما قبل و بعد از یک تجربه جدید، دیگر آن مغز سابق نیست. تغییر کرده است.
چگونه؟
مغز بیش از یک میلیارد نورون دارد که بلوکهای سازنده سلولی آن به روشهای پیچیدهای با یکدیگر تعامل دارند.

سیگنالها از یک نورون به نورون دیگر در مسیرهای عصبی پیچیدهای حرکت میکنند که ساختار آنها تعیینکننده افکار، احساسات، بینشها و بیشتر چیزهای دیگر شما است.

با افزایش سن مغز، تغییراتی رخ میدهد. در واقع، مسیرهای عصبی کمتر استفادهشده ‘هَرَس میشوند’، در حالی که نورونهای مورد استفاده بیشتر قویتر میشوند (+).

حتی قبل از تولد کودک، مغز در مسیر پیشتعیینشدهای توسعه مییابد. این فرآیند خطی و مرحلهای تا زمانی که کودک به بلوغ کامل مغز خود برسد (در اواخر نوجوانی یا اوایل دهه بیست) ادامه دارد. اگرچه این فرآیند ذاتی است، اما به شدت تحت تاثیر محیط قرار میگیرد (+)

بنابراین، نوروپلاستیسیته ویژگی بسیار مهمی برای سلامت مغز و شکلدهی به مسیرهای عصبی جدید و موجود است.
مانند دنیای کوانتوم، مغز انسان مکان بسیار عجیبی است. شاید یکی از عجیبترین چیزهایی که باید در مورد آن بشنوید این است که مغز در واقع پلاستیکی است. اما پلاستیک در اینجا در واقع به این معنی است که مغز قادر به تغییر در طول زندگی است.

در اوایل قرن بیستم، دانشمندان بر این باور بودند که مغز فقط در دوران کودکی فرد توسعه مییابد. بعد از مدتی، به یک نقطه استاتیک میرسد و دیگر تغییر نمیکند، مانند یک مجسمه سفالی که به شکل نهایی خود سخت میشود.

اما در اواخر دهه 90، محققان دریافتند که اینطور نیست – مغز در بزرگسالی نیز تغییر میکند و حتی میتواند سلولهای جدیدی تولید کند. هنگامی که ما چیزهای جدیدی را تجربه میکنیم یا اطلاعات جدیدی را جذب میکنیم، مغز اتصالات خود را بازتنظیم میکند و نورونها را تشکیل میدهد.

به عبارت دیگر، آن سفال ذهنی هرگز به طور کامل سخت نمیشود.
اما کی این اتفاق میافتد؟ فرض کنید یک آهنگ را میشنوید که بلافاصله دوست دارید. آن را در لیست پخش خود قرار میدهید، بیپایان آن را یاد میگیرید، حتی در ماشین یا زیر دوش آن را میخوانید. با یادگیری آن آهنگ، مسیرهای جدیدی در مغز خود ایجاد کردهاید.
این همچنین زمانی اتفاق میافتد که مهارتهای جدیدی یاد میگیرید. مغز شما تغییر شکل میدهد و مناطقی از مغز که با آن مهارتها مرتبط هستند نیز با بهبود شما رشد میکنند.

وجه دیگر سکه چیزی به نام “هرس سیناپسی” است. در این فرآیند، مغز از اتصالات عصبی ناخواسته یا غیرضروری خلاص میشود تا فرآیندهای خود را کارآمدتر کند. به آن به عنوان مرتبسازی فکر کنید، مانند حذف فایلهای بیفایده از هارد دیسک خود تا کامپیوترتان سریعتر اجرا شود.
نوروبلاستیسیته حتی زمانی که مغز خود آسیب میبیند نیز موثر نشان داده شده است. مطالعات بر روی موشها نشان دادهاند که وقتی قسمتی از مغز آنها آسیب میبیند، سلولهای اطراف آن منطقه آسیبدیده وظایف و شکل خود را تغییر میدهند تا بتوانند وظایف سلولهای مرده را بر عهده بگیرند. اگرچه در انسانها به این اندازه گسترده نیست، سلولهای مغزی ما نیز در صورت آسیبها میتوانند سازگار شوند.
بنابراین میدانیم که مغزها میتوانند بهتر شوند – آیا میتوانند بدتر هم شوند؟ پاسخ بله است. علاوه بر آسیبها، استرس میتواند جلوی توسعه مغز را بگیرد. اگر برای مدتی تحت استرس باشید، کورتیزول، یک هورمون طبیعی در مغز شما، افزایش مییابد. کورتیزول در واقع میتواند جلوی توسعه نورونها را بگیرد و حتی سیناپسها را تخریب کند.

در رمان علمی-تخیلی Brainwalker، پدر برنارد، فلوید، پس از مرگ همسرش دوره سختی را میگذراند. استرس شدید باعث میشود که سمت خلاقتر مغز او آسیب ببیند، زیرا نورونها از فقدان انرژی میمیرند. این منجر به کاهش الهام، ایدههای جدید کمتر و حتی بیماری روانی میشود.
مغز شما تحت استرس طولانیمدت کمی میمیرد. بنابراین وقتی پزشکان میگویند استرس میتواند شما را بکشد، بهتر است باور کنید.
خوشبختانه، شما میتوانید نوروبلاستیسیته مغز خود را در طول زمان افزایش دهید.

در اینجا برخی فعالیتهایی که پیشنهاد میکنم امتحان کنید آورده شده است:
- چیزی جدید یاد بگیرید.
همانطور که قبلاً ذکر شد، یادگیری یک مهارت جدید مسیرهای عصبی جدیدی را باز میکند. بنابراین یک زبان جدید بیاموزید، نواختن یک ساز را یاد بگیرید، یا در یک ورزش مهارت پیدا کنید. این عادتها حتماً مغز شما را قویتر خواهند کرد. - با افراد جدید ملاقات کنید.
مطالعات نشان میدهد که ملاقات با افراد جدید شما را به ایدهها، فرهنگها و روشهای جدید انجام کارها باز میکند – همه اینها مغز را تغذیه میکنند. - ایدههای جدید جذب کنید.
کتاب خواندن و کسب دیدگاههای جدید راهی عالی برای ساختن مسیرهای عصبی جدید است. - زندگی سالم را تمرین کنید.
شما همچنین باید به مغز خود غذای خوب بدهید و استرس را کاهش دهید. مدیتیشن، غذا خوردن سالم و ورزش کافی همه به حفظ سلامتی ذهنی کمک میکنند. - ذهن خود را به چالش بکشید.
تمرینات پلاستیسیته مغزی را امتحان کنید تا ذهن خود را انعطافپذیر نگه دارید. بازیهای ویدئویی مبتنی بر مهارت نیز کمک میکنند، اما به خاطر داشته باشید که وقتی در بازی مهارت پیدا میکنید، بازدهی کاهش مییابد زیرا دیگر به اندازه قبل مغز شما را تیز نمیکنند. چالش را با حرکت به چالشهای جدید ادامه دهید.
تمرین
چه کارهایی برای ساختن “نورونهای جدید” در مغزتان به ذهنتان میرسد؟ آنها را به صورت کامنت در بخش زیر به اشتراک بگذارید.

شاید تکراری باشه ولی واقعیت هست
بازی های فکری مثل شطرنج
برای رفتن به منزل یا محل کار، مسیر رو تغییر دادن
غذا خوردن یا نوشتن با دست مخالف عادت