مهمترین عدد و عامل تعیین کننده تسلط بر انگلیسی

کسانی مانند شما که دنبال تسلط واقعی بر انگلیسی هستند، ابهامات و سوالات زیادی دارند.

چند عدد از رایج‌ترین سوالهایی که از ما پرسیده می‌شوند اینها هستند:

کسی زبان بلده، چند کلمه بلده؟

کسی که زبانش فوله، چقدر گرامر باید بخونه؟

کسی که مسلطه، نمره چند آیلتس میگیره؟

افرادی هستند که 2000 کلمه و کمی گرامر بلد هستند اما تمام مکالمات روزمره را انجام بدهند.

از طرف دیگر، یک نفر ممکن است ده هزار کلمه بلد باشد و چند جلد کتاب پیشرفته گرامر هم خونده باشد اما از عهده انجام یک مکالمه ساده برنیاید.

پس اینجا چیزی مهمتر از تعداد کلمه و گرامر وجود دارد که باید به آن توجه کنیم.

همچنین خیلی از افراد هم پس از مهاجرت با نمره آیلتس بالا متوجه می‌شوند که یاد گرفتن خیلی متفاوت از توانایی استفاده از زبان انگلیسی واقعی هست. در واقع اینها برای جلسه امتحان خود را آماده کرده بودند نه برای استفاده واقعی از زبان.

کدام عامل

پس چه چیزی تعیین کننده است این است که کسی زبانش قوی شود؟ چه چیزی مشخص می‌کند که یک نفر چقدر مسلط هست؟

از صحبتهای کلی و مقدمه صرف نظر می‌کنیم و جواب نهایی را بر اساس مطالعات و تحقیقات متعدد و تجربه ده ساله فلوئنت توضیح می‌دهیم.

مهمترین عدد که تعیین میکنه تسلط واقعی یک نفر چقدر هست این است:

میزان خوانده‌ها و شنیده‌های شخص

یا به قول دکتر کراشن، صاحبنظر برجسته در حوزه یادگیری زبان، میزان ورودی قابل فهم

کسی که کتابها و متون بیشتری خوانده یا سریال و فیلم و دوره بیشتری دیده یا بیشتر به صحبتهای دیگران گوش کرده، زبانش بهتر است.

نتیجه یک تحقیق

در عکس زیر، تفاوت سه نفر(یا گروه) را میبینیم:

اول– روزی یک دقیقه به انگلیسی خوانده (در سال 8 هزار کلمه)

دوم– روزی 5 دقیقه خوانده (282 هزار کلمه در سال)

 سوم– روزی 20 دقیقه خوانده (1.8 میلیون کلمه)

برای آنکه مفهوم اصلی انتقال داده شود، حواشی این تحقیق و تصویر بالا را نادیده می‌گیریم و به موضوع اصلی می‌پردازیم:

سطح تسلط این افراد به این صورت است:

اول- 10

دوم- 50

سوم- 90

یعنی کسی که بیست دقیقه در روز خوانده، سطح زبانش بسیار بالاتر از کسی هست که 5 دقیقه در روز خوانده.

پس مهمترین عدد در زمینه یادگیری زبان اینه: چقدر خوانده‌ایم و شنیده‌ایم؟

چند صفحه؟ چند دقیقه؟

اندازه گیری تعداد صفحه و دقیقه

اما دانستن این کافی نیست. در عمل چطوری این را اندازه بگیریم؟ چطوری این عدد را بیشتر کنیم؟

 ما در فلوئنت، تمرکز زیادی روی این موضوع داریم. حتی در پروفایل زبان‌آموزهامون تعداد کل صفحات و دقیقه‌ها را هم نمایش می‌دهیم تا بدونیم در مجموع چقدر داستان و کتاب و … خوانده‌ایم و چقدر فیلم و مستند و دوره تماشا کرده‌ایم:

البته تعداد کلمات و گرامر هم مهم است. اما دقیقاً باید کلمات و گرامری را یاد بگیریم که در سطح ما ضروری هستند.

ما آمار کلمات، فلش‌کارتها و تعداد گرامری که هر کس خوانده را هم در پروفایل نشان می‌دهیم:

با داشتن آمار مربوط به اینکه چند کلمه و گرامر خوانده‌ام و چقدر اینها را استفاده کرده‌ام (یعنی چقدر خوانده‌ام و شنیده‌ام)، تصویر بسیار روشن‌تری نسبت به سطح واقعی خودمان خواهیم داشت.

همچنین مسیری که هنوز طی نکرده‌ایم هم مشخص می‌شود.

توجه شما تا الان بیشتر روی کدام  عدد بوده؟ تعداد کلمات و گرامر؟ یا میزان خوانده‌ها و شنیده‌ها؟

چگونه بیشتر بخوانیم و شنویم؟

گفتیم که مهمترین عددی که مشخص می‌کند زبان یک نفر چقدر خوب است، چیست.

جواب این بود: تعداد صفحاتی که مطلب انگلیسی خوانده‌ایم و تعداد دقیقه‌هایی که ویدئو و فایل صوتی (سریال، دوره، پادکست و …) گوش کرده‌ایم.

سوالی که اینجا برای خیلی‌ها پیش‌میاد اینه که چگونه این عدد را بیشتر کنیم؛ وقتی هنوز امکان خواندن و دیدن مطالب انگلیسی را نداریم چون زیادی سخت هستند.

هم نظر صاحبنظران و اساتید حوزه یادگیری زبان و هم تجربه هزاران نفر در این مورد یکسان هست:

خواندن و گوش کردن کتابهای سطح بندی شده، متناسب با سطح شما

شما باید متنی را بخونید که اولاً جذاب باشد، دوماً خیلی سخت نباشد.

ده هزار کتاب و داستان سطح‌بندی شده، در 20 سطح

خوشبختانه برای هر کسی، حتی کسی که فقط 50-100 کلمه بلده، کتابهای ساده‌شده و سطح‌بندی شده داریم.

ده ها انتشارات هستند که چنین کتابهایی منتشر میکنند. اگر به یک انتشارات کتابهای زبان مانند جنگل مراجعه کنید، هزاران مورد از این کتابها را میتوانید پیدا کنید. اما کدام را انتخاب می‌کنید؟

فرض کنید شما به یک شعبه از انتشارات جنگل (عکس زیر) یا مکان‌های مشابه مراجعه کرده‌اید. ممکن است با کنجکاوی از فروشنده سوال کنید یا بین کتابها سردرگم شوید و نتوانید کتابی مناسب سطح خودتان پیدا کنید.

چند سال گذشته با دکتر پال نیشن که صاحبنظر و مرجع این موضوع در دنیا محسوب می‌شود، مکاتبه‌ای داشتیم. توضیحات ایشان درباره این بود که هر کسی چگونه باید یک کتاب را از یک سطح مناسب انتخاب کند.

ایشان یک سازمان آزاد به اسم ERF را بهترین منبع در دنیا می‌دانند که هزاران کتاب از ده‌ها انتشارات را در طی سالها، تحلیل کرده‌اند و اینها را در 20 سطح رده‌بندی کرده‌‌اند.

ما در فلوئنت، تمام این چند هزار کتاب را در 20 سطح در اختیار زبان آموزها قرار می‌دهیم تا در طول یک سال، ده‌ها کتاب مناسب و جذاب برای خود را از این لیست انتخاب کنند و بخوانند. نسخه صوتی آنها را هم در اختیار قرار خواهیم داد.

برای مثال، عکس زیر پروفایل یکی از زبان‌آموزان ماست که دو ماه بوده افتخار همراهی ایشان را داشته‌ایم. ایشان در این دو ماه، این چهار داستان کوتاه را انتخاب کرده‌اند و خوانده‌ند:

همانطور که می‌بینید، ایشان در مجموع 96 صفحه مطالعه داشته‌اند. هر چقدر این عدد بزرگتر شود، میزان تسلط ایشان بیشتر خواهد شد.

داستانهای صوتی گوش داده شده هم در همین صفحه نمایش داده می‌شوند.

چگونه کتاب مناسب را انتخاب کنیم؟

فرمول انتخاب کتاب: 5 کلمه یا نکته جدید

فرمول ساده‌ شده‌ انتخاب کتاب به این صورت است:

یکی از کتابها را که به نظر ما جذاب می‌آید انتخاب می‌کنیم.

سپس یکی دو صفحه اول آن را می‎خوانیم.

اگر هر صفحه، بیشتر از پنج نکته جدید (کلمه یا گرامر) داشت، به سطح پایین‌تر می‌رویم.

اگر فقط 1-2 نکته جدید داشت، سراغ کتابهای سطح بالاتر می‌رویم.

اگر 3-4 نکته جدید داشت، همین داستان را می‌خوانیم.

روش خوندن داستان را هم در نوشته‌های دیگری آموزش می‌دهیم.

کلمات و گرامر لازم برای فهمیدن

اما برای اینکه بتوانیم این داستان شده را بفهمیم بخوانیم، لازم است قبل از آن نکات (کلمه و گرامر) این سطح را یاد گرفته باشیم.

برای مثال، زبان‌آموز زیر ، قبل از رسیدن به این بخش، در ماه اول کلمات و گرامر (که تعداد آن در تصویر مشخص شده) این سطح را به کمک فلش‌کارت‌های آماده و درس، یاد گرفته‌اند. در پروفایل ایشان هم این نشان داده شده:

در نوشته دیگری گفتیم که این 782 کلمه و 109 نکته گرامری، طبق جدیدترین تحقیقات علمی، دقیقاً کلمات و گرامری هستند که در سطح مبتدی باید بلد باشیم.

در پنج سطح بعدی هم تعداد دقیق این کلمات و گرامر مشخص هست.

در مجموع ما حدود ده هزار کلمه (از مبتدی تا پیشرفته) و 1200 نکته گرامری را در اختیار زبان‌آموزها قرار می‌دهیم. به صورت فلش‌کارتهای آماده حاوی نمونه جمله، توضیحات، تلفظ و عکس و درسهایی نمونه فیلم 

اما هدف اصلی یادگیری این کلمات و گرامر نیست.

هدف استفاده از آنهاست. چگونه؟

با خواندن و گوش کردن به متون و فایلهای صوتی که برای شخص ما، جذاب و نسبتاً راحت باشد.

سوال از شما

شما هم مانند اکثر کسانی که درگیر یادگیری زبان بوده‌اند، کلمات و گرامر زیادی را به کمک منابعی که دارید یاد گرفته‌اید.

آیا از این کلمات و گرامر استفاده هم می‌کنید؟

آیا بعد از یادگیری آنها، متن‌های جذابی می‌خوانید که آن کلمات و نکات گرامری در آن استفاده شده باشند؟

اگر اینگونه نباشد، بخش زیادی از زحمت و زمان‌ شما هدر خواهد رفت و در عمل نخواهید توانست از این آموخته‌ها استفاده کنید.

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *