سطح زبان یک کودک 3 ساله انگلیسی زبان
اگر از کسی که به اصطلاح زبانش خوب است بپرسید، زبانش چطور است، احتمالاً چنین جوابهایی خواهد داد:
“B2 هستم”
ما قبلاً در مورد سطوحی مانند B2 و C1 یا سطحبندی زبان زیاد صحبت کردهایم. از جمله درباره رایجترین روش سطحبندی یعنی CEFR
اما یکی از روشهای جالب و ساده برای آنکه درک درستتری از اینکه سطح مبتدی یا پیشرفته به چه معنی است داشته باشیم، دیدن محتواهایی در این سطح است. برای مثال، گفتگوی یک آمریکایی که در سطح A1 یا B2 است چگونه است؟
به این گفتگوی ضبط شده تلفنی گوش کنید: گفتگوی یک پسر بچه سه ساله و اپراتور اورژانس 911
احتمالاً متوجه شدید که زک، پسر بچه 3 ساله وقتی پدرش را میبیند که کف اتاق افتاده و جواب نمیدهد در نتیجه با شماره اضطراری یا 911 تماس میگیرد و درخواست کمک میکند و به این ترتیب پدرش را نجات میدهد.
اینکه چیزی که میبینیم، احساس خاصی را در ما برانگیزد، باعث میشود بهتر درگیر آن شویم و این به یادگیری بهتر زبان کمک بسیاری میکند.
در زیر، Zach و پدرش توماس را بعد از این ماجرا میبینیم.

در زیر متن این دیالوگ را میتوانیم ببینیم:
911 Operator: “909, what’s your emergency?”
Zach: “Hello.”
911 Operator: “Hello, is everything okay?”
Zach: “My daddy’s on the floor.”
911 Operator: “What’s happened to Daddy?”
Zach: “He fell down.”
911 Operator: “Okay, what’s your name, sweetheart?”
Zach: “My name’s Zach.”
911 Operator: “Okay, hello Zach. How old are you?”
Zach: “I’m three years old.”
911 Operator: “You’re three, okay. Is Daddy breathing?”
Zach: “Daddy’s not afraid. He’s sleeping but he’s not snoring now.”
911 Operator: “No? All right. Do you know if Daddy’s been unwell?”
Zach: “Daddy doesn’t like flowers.”
911 Operator: “Why doesn’t your daddy like flowers?”
Zach: “Bees.”
911 Operator: “Is your daddy allergic to bees? Has he been stung?”
Zach: “Daddy’s allergic to bees.”
سطح زبان یک کودک 3 ساله آمریکایی
با توجه به گفتگوی بالا، مهارتهای زبانی یک کودک سه ساله مانند زک، پایینتر از A1 است. پس میتوان گفت سطح زبان، Pre-A1 است. این مرحله، آغازینترین سطح مهارت زبان است که معمولاً نمایانگر تواناییهای زبانی کودکان کم سن است.
از روی این موارد میتوان این سطح را برای زک در نظر گرفت:
واژگان ساده: زک از کلمات و عبارات پایهای مانند “three years old”، “bee”، “floor” و “flowers” میکند.
ساختار جملات پایهای: جملات او بسیار ساده و کوتاه هستند و از ساختارهای گرامری سادهای مانند فعل حال ساده و استمراری استفاده شده است.
محدودیت در بیان: او نیازها و مشاهدات پایهای را منتقل میکند، اما قادر به بیان ایدهها یا احساسات پیچیدهتر نیست.
در سطح Pre-A1، فرد میتواند عبارات روزمره و بسیار پایهای را درک و استفاده کنند.
ماجرا از چه قرار بود:
بد نیست به عنوان یک تمرین، خلاصه داستان را به زبان انگلیسی ساده (در سطح A2) بخوانیم:
Zach is three years old. One day, his dad, Thomas, fell down and couldn’t breathe. Zach called 911. He said his dad had ‘honey fever’ because he’s allergic to bees.

The dispatcher told Zach to use the EpiPen on his dad. Zach knew how to use it because he had been taught before. Thomas got better, and the medics came in time to make sure he was okay.
در آینده، ویدئوهای جالب دیگری از افراد انگلیسی زبان در سطوح مختلف (از مبتدی تا پیشرفته) را بررسی خواهیم کرد. در نوشته بعدی، سراغ یک ویدئوی دیگر و سطح بالاتر (A1) خواهیم رفت:

تمرین
بیایید به این بهانه بررسی مکنیم ببینیم زبان ما (به ویژه مهارت مکالمه) در مقایسه با این پسر بچه 3 ساله چطور است. یعنی اگر ما جای او بودیم، چگونه برای اورژانس توضیح میدادیم که چه اتفاقی برای پدر افتاده.
برای بررسی این موضوع، تلاش کنید خودتان را در همان موقعیت تصور کنید و دیالوگ زیر را در جواب اپراتور 911 تکمیل کنید:
911 Operator: “909, what’s your emergency?”
me: …
911 Operator: “Hello, is everything okay?”
me: …
911 Operator: “What’s happened to Daddy?”
me: …
911 Operator: “Okay, what’s your name, sweetheart?”
me: …
911 Operator: “Okay, hello Zach. How old are you?”
me: …
911 Operator: “You’re three, okay. Is Daddy breathing?”
me: …
911 Operator: “No? All right. Do you know if Daddy’s been unwell?”
me: …
911 Operator: “Why doesn’t your daddy like flowers?”
me: …
911 Operator: “Is your daddy allergic to bees? Has he been stung?”
me: …

دیدن این ویدئو برام فوق العاده جذاب بود
خوندن متن ساده تر بودبرای من
نتیجه اینکه باید روی مهارت شنیدن و صحبت کردن وقت بزارم
چون فعلا در حد زاک هم نیستم😆
911 Operator: “911, what’s your emergency?”
Me: I’ve cut my fingers and I’m bleeding.
911 Operator: “Hello, is everything okay?”
Me: Not really, my body is getting cold.
911 Operator: “What happened to you?”
Me: I was cutting chicken and accidentally cut my fingers.
911 Operator: “Okay, what’s your name?”
Me: I’m Mehrasa.
911 Operator: “Okay, hello Mehrasa. How old are you?”
Me: I’m 30 years old.
911 Operator: “You’re thirty, okay. Can you move your fingers?”
Me: Hardly.
در اخر به جای hardly باید میگفتی hard .چون hardly معنی به ندرت میده نه به سختی .
ممنون از توجه تون ، من نیاز به کاربرد قیدی این کلمه داشتم مثل این مثال
He hardly ate anything بخاطر همین hardly رو انتخاب کردم.
۹۱۱ Operator: “۹۰۹, what’s your emergency?”
me: …My dad
۹۱۱ Operator: “Hello, is everything okay?”
me: …Not ok my dad falling
۹۱۱ Operator: “What’s happened to Daddy?”
me: …He does not talk
۹۱۱ Operator: “Okay, what’s your name, sweetheart?”
me: …Zach
۹۱۱ Operator: “Okay, hello Zach. How old are you?”
me: …3
۹۱۱ Operator: “You’re three, okay. Is Daddy breathing?”
me: …I do not know
۹۱۱ Operator: “No? All right. Do you know if Daddy’s been unwell?”
me: …No my dad does not like bees and flowers
۹۱۱ Operator: “Why doesn’t your daddy like flowers?”
me: …bee is bad
۹۱۱ Operator: “Is your daddy allergic to bees? Has he been stung?”
me: …“Daddy’s allergic to bees.”
خیلی جالب بود
عالی that’s right