وحید هستم
-
وحید هستم
نوشته شده توسط وحید محمدزاده در روز 25 جولای 2025 در ساعت 23 و 03 دقیقهسلام، وحید محمدزاده هستم و دوران تحصیل دوست داشتم مهندس عمران بشم اما در نهایت جوشکار آرگون شدم :))
اولین تلاشم برای یادگیری زبان از سال 96 شروع شد و تا به الان ادامه دارد. تو این چند سال چندین بار از اول شروع کردم و بعد از چند ماه متوقف شدم. یادگیری زبان یکی از علایق شخصیام هست و به همین خاطر نتونستم از فکرش بیرون بیام. اما اینبار آخرین باری هست که به خودم فرصت میدم برای یادگیری دوباره تلاش کنم، تلاشم رو میکنم که اینبار به سرانجام برسونمش اما اگر به هردلیلی نتونستم، سعی میکنم برای همیشه فراموشش کنم.
وحید محمدزاده پاسخ داد 11 ماه، 2 هفته پیش 3 اعضا · 7 پاسخها -
7 پاسخها
-
وحید جانم عرض ادب و ارادت و محبت من هوشنگ هستم شصت سالم هست و صدها بار شروع کردم و نیمه تمام رها کردم اما امیدوارم شما با قوت و قدرت ادامه بدهی و این بار در ایران فلوئنت دهها نفر یار و همراه هستند که می توانی با هر کدام از آنها ارتباط برقرار کنی مثلا اگر دوست داری بیا و برای من بنویس از هر چه به زبان انگلیسی میدانی نترس غلط و اشتباه هم بسیار کمک می کند برای یادگیری و اصلاح مجدد
نمی دانم الان در چه ترمی هستی ولی اگر دوست داری چون من خودم اشتباهات زیادی داشتم می توانم این افتخار را داشته باشم که همراهت باشم و حتی فقط هر روز یا هر هفته انگیزه بدهم و سئوال کنم
خوب بزار الان سئوال کنم
امروز چقدر مطالعه کردی ؟ چند صفحه خواندی و چقدر متوجه شدی ؟
چون این مطلب را همه دوستان هم می بینند و می خوانند بگذار از همه بپرسم :
امروز چقدر خواندی ؟
بعد اینکه هرگز خودت را تنبیه و تهدید نکن که اگر اینبار نتوانستم دیگر ادامه نمی دهم به نظرم من باید بدانیم که نشیب و فراز همیشه هست
ولی سعی کن هر روز یک حداقلی را برای خودت قرار بدهی مثلا ده تا پانزده دقیقه
حتی بشین کارتون نگاه کن
من هم در ضمن جوشکارم
-
سلام عمو هوشنگ، ارادت و خیلی مخلصم.
راستش تا قبل از سال ۹۶ هیچ وقت بهصورت جدی به زبان خوندن فکر نکرده بودم، چون وقت و حوصلهی کلاس حضوری رفتن رو نداشتم و همچنین اعتمادی به کلاسهایی که بیرون برگزار میشه نداشتم و ندارم.
اما چون هیوا رو دورادور از متمم میشناختم و برای اولین بار دیدم میشه از خونه هم زبان خوند، خوشم اومد و علاقهمند شدم زبان بخونم اونم از خونه و بدون کلاس رفتن. کمیهم که گذشت با روش آموزش آشنا شدم و با چند نفری که بیرون کلاس زبان میرفتن صحبت کردم، احساس کردم این روشی که من شروع کرده بودم صد هیچ از کلاسهای حضوری جلو بود.
مثلا اونا هیچ وقت رو شنیدن صداها کار نکرده بودن، کلمات رو حفظ میکردن اما ما به کمک فلشکارت کلمات رو یاد میگرفتم، من با چند نفری که صحبت کرده بودم فونتیک نمیدونستن چیه، صداهای جدید رو نمیشناختن، و همهرو مثل هم تلفظ میکردن. خلاصه این شد که تو این چند سال هیچ وقت نتونستم از فکر زبان خوندن بیرون بیام، چون مطمعن بودم روشی که داریم زبان میخونیم اگر تلاش کنم احتمال موفقیتم خیلی بالا هست.
خلاصه اینکه تو این سهچهار بار تلاش ناموفق هم بیشتر از لحاظ ذهنی به مشکلاتی برخوردم که نتونستم روحیه خودم رو حفظ کنم، یعنی در شرایطی قرار گرفتم که هیچچیزی برام مهم نبوده و اولویت نداشته. یعنی میخوام بگم هیچ وقت احساس نکردم من نمیتونم زبان یاد بگیرم و به همین خاطر بیخیالش بشم، بلکه بیشتر حال روحیم باعث شده که ادامه ندم.
خب، من الان تازه ترم یک رو دارم شروع میکنم، قبلا تا ترم دو خونده بودم، اما دوباره میخوام از صفر شروع کنم. الانم که این کامنت رو مینویسم هنوز شروع نکردم و از اینبهبعد میخوام استارت شروع رو بزنم.
راستی من قبلا درمورد شما خونده بودم و اطلاعاتی از شما داشتم، مثلا میدونستم تو کار ساخت ماشینالات هستین.
-
-
من یه جمله ای رو سال ها پیش دیدم که خیلی در نگاهم نسبت به کنار گذاشتن علایقم اثر گذاشت و اون جمله این بود : you decide to give up در نگاه اول شاید به نظر یه جمله ای بیاد که داره مارو سرزنش میکنه امّا من امید میبینم در این جمله چون تا زمانی که من تصمیم نگرفتم که اون علاقه و یا هدف رو کنار بذارم پس این امید وجود داره که یه روز بالاخره من به اون هدف خواهم رسید و این امید این ادامه دادنه به نظرم جزئی از مسیر هست که راه های مختلفی رو تجربه میکنیم تا جایی که راه درست خودمون رو پیدامیکنیم
-
سلام احمد. در واقع منم چند سال فرصت زبان یادگرفتن رو از دست دادم، اما تهته دلم هنوز امید دارم بتونم یه روزی به چیزی که میخوام برسم. هرچند فعلا با تصمیمهایی که گرفتم بهش نرسیدم اما هنوز همونطور که گفتی امید دارم.
-
-
سلام عمو هوشنگ، ارادت و خیلی مخلصم.
راستش تا قبل از سال ۹۶ هیچ وقت بهصورت جدی به زبان خوندن فکر نکرده بودم، چون وقت و حوصلهی کلاس حضوری رفتن رو نداشتم و همچنین اعتمادی به کلاسهایی که بیرون برگزار میشه نداشتم و ندارم.
اما چون هیوا رو دورادور از متمم میشناختم و برای اولین بار دیدم میشه از خونه هم زبان خوند، خوشم اومد و علاقهمند شدم زبان بخونم اونم از خونه و بدون کلاس رفتن. کمیهم که گذشت با روش آموزش آشنا شدم و با چند نفری که بیرون کلاس زبان میرفتن صحبت کردم، احساس کردم این روشی که من شروع کرده بودم صد هیچ از کلاسهای حضوری جلو بود.
مثلا اونا هیچ وقت رو شنیدن صداها کار نکرده بودن، کلمات رو حفظ میکردن اما ما به کمک فلشکارت کلمات رو یاد میگرفتم، من با چند نفری که صحبت کرده بودم فونتیک نمیدونستن چیه، صداهای جدید رو نمیشناختن، و همهرو مثل هم تلفظ میکردن. خلاصه این شد که تو این چند سال هیچ وقت نتونستم از فکر زبان خوندن بیرون بیام، چون مطمعن بودم روشی که داریم زبان میخونیم اگر تلاش کنم احتمال موفقیتم خیلی بالا هست.
خلاصه اینکه تو این سهچهار بار تلاش ناموفق هم بیشتر از لحاظ ذهنی به مشکلاتی برخوردم که نتونستم روحیه خودم رو حفظ کنم، یعنی در شرایطی قرار گرفتم که هیچچیزی برام مهم نبوده و اولویت نداشته. یعنی میخوام بگم هیچ وقت احساس نکردم من نمیتونم زبان یاد بگیرم و به همین خاطر بیخیالش بشم، بلکه بیشتر حال روحیم باعث شده که ادامه ندم.
خب، من الان تازه ترم یک رو دارم شروع میکنم، قبلا تا ترم دو خونده بودم، اما دوباره میخوام از صفر شروع کنم. الانم که این کامنت رو مینویسم هنوز شروع نکردم و از اینبهبعد میخوام استارت شروع رو بزنم.
راستی من قبلا درمورد شما خونده بودم و اطلاعاتی از شما داشتم، مثلا میدونستم تو کار ساخت ماشینالات هستین.
-
وحید جان یکی از مشکلات زبان به نظرم تنهایی است متاسفانه بیشتر دوستان تمایل به همکاری و کار تیمی ندارند و از سویی از عدم پیشرفت خودشان گله دارند الان در کانال تلگرام ایران فلوئنت تعداد زیادی دوستان هستند شاید هر کدام مثل من و شما مقداری تنهایی سعی و تلاش بکنیم ولی تاکید من این است که سعی کن اول اینکه سبک زندگی خودت را با زبان انگلیسی پیوند بزنی مگر ما برنامه صبحانه و نهار و شام و صد برنامه روتین روزانه نداریم ؟ ملاقات با دوستان و شب نشینی و گردش و و و و خوب بیاییم مطالعه زبان را هم به سبک زندگی اضافه کنیم یعنی شب اگر در تمام روز زبان مطالعه نکرده باشیم نخوابیم بله مگر شما اگر تمام روز غذا نخوردی باشی شب می توانی بخوابی ؟ حتما یک لقمه نان و پنیر هم شده می خوری بعد می خوابی حالا قبل از خواب ده لغت چند جمله حتی به در و دیوار نگاه کن و هر چه می بینی به انگلیسی بگو اینکه سخت است و نمی شود بعد از شصت سال سن به صراحت می گویم در هر سنی میشود و هیچ سخت هم نیست واقعا سخت نیست شما الان به عنوان یک جوشکار آرگون وقتی قصد داری قطعه ای را جوش کنی قبل از جوشکاری آنرا تمیز می کنی و بعد شاید لازم باشد کمی گرمش کنی و با توجه به ضخامت قطعه شدت جریان را تنظیم می کنی و بعد از جوش کاری هم مسلما چک و کنترل می کنی که شاید لازم باشد که اصلاح بکنی و نقطه ای را مجدد جوش کنی
در زبان هم به نظرم همین است شما مثال می زنم بیا و فقط ده دقیقه دراز بکش و به خودت قول بده که هیچ کاری مطلقا هیچکاری نکنی حتی روی هیچ موضوعی فکر نکنی
مسلما یک دقیقه هم دوام نمی آوری
اتفاق جالبی که هست این است که مشکل ما حجم زیاد برداشتن مطالب است یعنی در شروع بیا و روی چند لغت و جند جمله ساده تمرین کن و قول بده بیشتر از این کار نکنی فقط مثلا ده لغت و ده جمله ( الان هیوا مرا اعدام می کند )
فردا عجیب مشتاق هستی که ادامه بدهی و می توانی یک یا دو لغت بیشتری کنی مثلا پانزده لغت و پانزده جمله
در طول یک هفته شما حجم مطالعه ات به حجمی می رسد که شاخ در می آوری
حالا اکر این مورد را به فردی متعهد بشوی و اجازه پیگیری به او بدهی هر کس فرقی ندارد
می دانی که فردا باید پاسخگو باشی ( البته این مورد اختیاری است )
-
سلام، ارادت. به نظر منم همین طوره. حتی شده چند دقیقه به تعهدی که دادم پایبند باشم باعث میشه عقب نمونم و بتونم ادامه بدم. من خودم کلا اینجوریام که اگر یکی دو روز زیر قولم بزنم و نخونم، نخوندن برام عادی میشه و دوباره همهچی از دست میره. بعد یک هفته سردرگم میشم و هیچکاری نکردم رو ترجیح میدم که درنهایت همهی اینها باعث میشه نتونم ادامه بدم و به این فکر کنم که عیب نداره، هنوز فرصت هست و درآینده از صفر شروع میکنم که همین باعث عقب موندن من در رسیدن به چیزی که میخوام میشه. نه تنها در زبان خوندن، بلکه در تمام مراحل زندگی.
البته میخوام این بار دیگه هرطوری شده حتی اگر حوصلهای هم نداشتم چند دقیقهای حتما وقت بزارم تا بتونم در مسیر بمونم.
-
برای پاسخ دادن ورود کنید.
