اینجا جواب سوالهایمان را پیدا می‌کنیم، سوال می‌پرسیم و از خودمان صحبت می‌کنیم.

آخرین خبرهای فلوئنت Forums سلام، معرفی من حامد امان پور هستم؛ علاقمند به ریاضی، کامپیوتر، روانشناسی و اخیراً فلسفه

  • حامد امان پور هستم؛ علاقمند به ریاضی، کامپیوتر، روانشناسی و اخیراً فلسفه

    نوشته شده توسط حامد امان‌پور  در روز ۲۲ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۱۷ و ۱۶ دقیقه

    سلام دوستان. حامد هستم. خوشحالم که در جمع شما حاضرم.
    از خودم کمی بگم. علائقم شامل علوم کامپیوتر (الگوریتم و علم داده)، ریاضی (گراف و ترکیبیات، هندسه)، روانشناسی و جدیدا فلسفه (فایده‌گرایی). فکر کنم فصل مشترک همه بشه علوم شناختی که جدیدا دارم در موردش کمی مطالعه می‌کنم. ضمنا یک وسواسی OCD شدید و در حال ترک کمال‌گرایی وحشتناکم هستم. خیلی زیاد چوب این مساله رو خوردم. برای کنترل کمال‌گرایی خودم، احساس می‌کنم نیاز به ویرایش فلسفی دارم. پس در حال یادگیری مدام برای بازنویسی، دیباگ و بهینه کردن الگوریتم زندگی‌ام با رویکرد طراحی یک فلسفه شخصی ساده و کاربردی هستم. کلا به یادگیری خیلی علاقه‌ دارم و اعتقاد دارم باعث جریان پیدا کردن و پویایی در زندگی می‌شه. فعلا همین 🙂

    هیوا شم پاسخ داد 2 سال، 5 ماه پیش 4 اعضا · 19 پاسخ ها
  • 19 پاسخ ها
  • محسن زنگویی

    عضو
    روز ۲۶ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۱۶ و ۴۸ دقیقه

    سلام حامد

    معرفی‌ای که نوشتی یه سلسله سوالاتی توی ذهنم ایجاد کرد. فکر کردم به بهانه‌ی آشنایی، برای ایجاد یه گفتگوی کوتاه دوستانه، اینا رو مطرح کنم.

    میگما اینکه فردی قوانینی برای زندگیش داشته باشه، همون “فلسفه‌ی شخصی ساده و کاربردی” هست یا داشتن فلسفه برای زندگی چیز دیگریه؟

    مثلاً ببین یه نفر میگه من این قوانین رو برای زندگیم دارم:

    * رشوه نمیدم.

    * دزدی نمی‌کنم.

    * دروغ نمیگم.

    * به شریک عاطفیم خیانت نمی‌کنم.

    * با کسانی که فعالیت‌شون رو برای جامعه مضر می‌دونم کار نمی‌کنم.

    یا هر قانون دیگه‌ای که افراد مختلف ممکنه برای خودشون تعریف کنن. مثلاً یه نفر ممکنه برخی از قوانین زیر رو داشته باشه.

    * من فقط پول برام مهمه. برای رسیدن به پول، اگه لازم شد از روی مادرم نیز رد میشم.

    * برام مهم نیست الان با کسی در رابطه‌ای عاطفی هستم یا نه. هر زمان از هر کسی که خوشم بیاد سعی می‌کنم هر نوع رابطه‌ای رو که دوست داشته باشم، برقرار کنم.

    * من خودم رشوه نمی‌گیرم ولی برای پیشبرد کارهام اگه مجبور بشم، رشوه می‌پردازم.

    * خدا برای من خدای اسلام نیست. یعنی برای اینکه فردی معتقد به حساب بیاد، لزومی نداره که نماز بخونه و روزه بگیره.

    این مثال‌ها رو زدم که صرفاً منظورم از قانون رو برسونم.

    حالا فردی که یه مجموعه قانون داره، فلسفه‌ای رو شکل داده؟ یا اینکه نه. این دوتا متفاوتن؟

    و اینکه یه سوال دیگه. شاید همون سوال قبلی باشه.

    قوانین زندگی روی فلسفه‌ی زندگی بنا میشن یا مجموعه‌ی قوانین و ارتباطاتشون، خشت و گِل بنای فلسفه هستن؟

    پاسخ خودم به این سوالات می‌دونی چیه؟ اینه که مجموعه‌ی قوانینی که هر کس برای زندگی‌ش داره و ارتباطاتشون میشه همون فلسفه زندگی (یعنی واژه‌ی فلسفه برای من چنین معنی‌ای رو داره. البته ممکنه اشتباه کنم)؛ وقتی در هماهنگی با هم شاکله‌ای رو شکل میدن و باعث میشن اعمالی از فرد سر بزنه که بهش بگن منفعت‌طلب یا حامی یا هر چیز دیگه‌ای.

    اینا رو نوشتم که نظر تو رو در این زمینه بدونم و بهانه‌ای باشه برای آشنایی و گفتگومون.

  • حامد امان‌پور

    عضو
    روز ۲۶ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۲۰ و ۰۱ دقیقه

    سلام محسن. حالت چطوره؟

    اول ممنونم از سوال جالبت.

    یک بار با یک دوست فلسفه‌دان صحبت می‌کردم و برای شروع مطالعه فلسفه ازش مشورت خواستم. بهم گفت زمانی سمت فلسفه بیا که با علم یا ابزارهای دیگه به جواب مناسبی نرسیدی. همون طور که اشاره کردم، من وسواس و کمال‌گرایی بسیار بسیار شدیدی داشتم. جلسات متعدد به روانپزشک و رواندرمان‌گر مراجعه کردم و هر چند وسواسم تا حدی کنترل شد، اما نتیجه مطلوب نگرفتم. در آنالیز عملکرد خودم، به این نتیجه رسیدم که منطق و فلسفه درستی برای زندگی ندارم. منطق نادرست یعنی منطق صفر و یک در حالی که منطق دنیای واقعی اصلا صفر و یک نیست. دنیای من بسیار صفر و یک، سیاه و سفید بود. به خاطر این نوع نگاه ناشی از کمال‌گرایی شدیدم، ضررهای بسیاری (معنوی و مادی)‌ متحمل شدم. جایی که احساس کردم روش‌های علمی در حد دانشم برام به اندازه کافی کارامد نیستن، سراغ بررسی فلسفه رفتم. طبق تجربیات مطالعاتی و شغلی، یک سلسله نوشته نقدگونه در مورد آراء خودم نوشتم و در ادامه یک داستان‌گونه. کمی ذهنم منظم‌تر که شد، با کمک شناخت محدودم از بازارهای مالی، یک سری اصول اخلاقی برای خودم تعریف کردم (تا اینجا ۱۰ اصل) که بدون اثبات اونها رو قبول می‌کنم و بلافاصله چند فرع از اونها نتیجه گرفتم اما تعصبی روی درست بودنشون ندارم و هر تونستم اونها رو بهبود می‌بخشم (چیزی شبیه روش‌های آنالیز عددی یا مبحث اپتیمایزیشن در بازارهای مالی). در این نوشته احتمالا به خاطر الگو گرفتن از معامله‌گری، نوع نگاهم تا حدی شبیه علاقه‌مندان فایده‌گرایی شد پس شروع به مطالعه در این باره کردم. اما نوشته من هدفش صرفا بهبود کیفیت زندگی خودم، داشتن یک نظام اخلاقی شفاف و کنترل کمال‌گراییم هست. کاری به سوالات فلسفی عمیق هم ندارم و ملاکم هم صرفا نتیجه هست. در بازارهای مالی، بسیاری از ابزارها و روش‌های بسیار زیبا ولی نه به اندازه کافی کارامد در یک فرایند رقابتی تکاملی شدید در گذر زمان حذف شده و برخی روش‌های ساده اما سودساز باقی موندن. پس سعی کردم برای زندگی هم مثل بازار مالی (با شاخص سودمندی) یک سری فاکتور در نظر بگیرم و به اصولی پایبند باشم. در ماه‌های اخیر حالم بسیار بهتره و حس می‌کنم عملکردم به طور محسوس بهبود پیدا کرده. نمی‌دونم تا چه حد منظورت رو درست متوجه شدم و تونستم جواب سوالت رو بدم 🙂 اگر جایی سوالی داشتی در خدمتم.

    • امیرحسین معین

      عضو
      روز ۲۷ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۰۰ و ۲۹ دقیقه

      سلام حامد جان خوبی؟
      به به چقدر کیف کردم از اینکه دیدم یکی از بچه ها اینقدر خوب و با جزئیات از خودش نوشته و توضیح دادم و این قطعا باعث آشنایی عمیق تر مون با هم میشه.
      حامد از روانشناسی و کمال گرایی و وسواس و اینها گفتی حالا فارغ از بحث فلسفی قضیه چقدر روانشناسی و اینها رو به صورت علمی دنبال کردی(یعنی با استفاده از روانپزشک یا رواندرمانگر خوب و با سواد) و اینکه برای رفع این مشکلات چقدر وقته داری تقلا میکنی؟ و بیشتر این مدت رویکردت به سمت دارو بوده یا تراپیست؟

  • حامد امان‌پور

    عضو
    روز ۲۷ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۰۷ و ۱۷ دقیقه

    سلام دوباره امیرحسین جان. حالت چطوره؟

    ممنونم از لطفت.

    حدود ۱۷ سال هست که دارودرمانی می‌کنم. اولین مراجعه به مشاورم از حدود دوره راهنمایی بود اما به طور جدی‌تر از همون دوران روان‌درمانی هم شروع شد. پزشکان و رواندرمانگرانم گروهی از بهترین استادان دانشگاه‌های تهران و شهید بهشتی بوده و هستن. دوره رواندرمانی اخیرم حدود سی جلسه (درمان شناختی) بود که به پایان رسیده و احساس می‌کنم از این جا به بعد با خودمه. یک دوست روانشناس پیشنهاد روانکاوی هم بهم داده اما واقعیتش چندان امیدوار نیستم دیگه به این درمان‌ها که وضع مشکلم رو بهتر کنه. فکر می‌کنم بقیه‌اش با خودمه.

    • امیرحسین معین

      عضو
      روز ۲۷ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۱۸ و ۲۶ دقیقه

      قربونت حامد جان.
      مرسی که اینقدر خوب و با جزئیات نوشتی.
      البته میدونم که موارد تخصصی و عمیق ماجرا رو شاید توی فضای پابلیک مطرح نکنیم بهتره(امیدوارم فرصتی باشه در اولین فرصت که بشه توی محیط های خصوصی تری صحبت کرد.)
      اما میخوام بگم که الان علاوه بر دارو هایی که وجود داره روش های روان درمانی خیلی خوبی رو هم در دسترس داریم که ممکنه بتونه خیلی بهمون کمک کنه.
      اتفاقا ما خودمون اینجا یه بخش هم داریم برای کوچینگ روانشناسی که برای بچه های دوره استفاده خواهیم کرد و اون ها هم برگرفته از متد IFS هست که متد بسیار آپدیت و قدرتمندیه.(من صلاحیت این رو ندارم که در مورد این مورد توضیح بدم چون هم خیلی عمیق نیستم توی این ماجرا و هم شاید توضیح این مدل اینجا مناسب نباشه و باید در جاهای بهتری در موردش صحبت کرد و امیدوارم که بعدا بتونی خودت با هیوا عمیق تر در موردش صحبت کنی)
      اما فعلا شاید دیدن این لینک ها بتونه برات جالب باشه و کمی کنجکاو ترت کنه:
      https://iranfluent.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D9%85-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%84%D9%81-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%BE%DB%8C/

      https://iranfluent.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%84%D9%81-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%BE%DB%8C/

      http://hiwasham.com/internal-family-systems-pattern-system/

      http://hiwasham.com/%d9%85%d9%86-%da%86%d9%86%d8%af-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%85/

      • حامد امان‌پور

        عضو
        روز ۲۷ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۲۰ و ۵۷ دقیقه

        ممنونم از راهنماییت امیرحسین جان. حتما لینک ها رو می بینم. با IFS از طریق خود هیوا آشنا شدم و بی صبرانه منتظر اتمام ترجمه کتابش هم هستم. ضمنا دنبال قوانین فروم گشتم تا ببینم طبق قانون در چه مواردی میتونم صحبت کنم که متاسفانه پیدا نکردم. ممنون میشم در این مورد هم راهنمایی کنین.

        • هیوا شم

          مدیر کل
          روز ۲۸ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۰۸ و ۰۰ دقیقه

          حامد فعلاً هیچ خط قرمزی نداریم

          هر وقت دیدیم یه موردی اتفاق افتاده که به ضرر خود بچه هاست یا حداقل فایده نداره، همون موقع قوانینش رو مینویسیم.

          الانم البته PRIVACY POLICY و TERMS OF SERVICE رو تنظیم کردیم ولی اینها مربوط به الزامات بیرونی هست. لازم نیست اعضای خود اینجا این موارد رو بخونن

  • حامد امان‌پور

    عضو
    روز ۲۷ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۱۴ و ۴۰ دقیقه

    اصلاح: از همون دوران شروع درمان دارویی، رواندرمانی هم شروع شد.

    پ ن. چقدر ذهنم پرش داره که این قدر کلمه جا میندازم و خودم خبر نداشتم 🙂

  • هیوا شم

    مدیر کل
    روز ۲۷ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۲۰ و ۲۹ دقیقه

    سلام حامد جان

    صحبتهای جالبی رو مطرح کردی

    البته اینها انقدر مفصل و دقیق هستن که نیاز به صحبتهای طولانی هست برای اینها

    ولی به شخصه خودم خوشم میاد از این موضوعات

    در کل OCD سختی های زیادی با خودش میاره

    توی دنیای به این آشفتگی این همه حساسیت و شلوغی ذهن گاهی آدم رو از پا درمیاره

    ولی اینکه همه جا برای حلش رفتی خیلی خوبه

    مشخصه نتایج خوبی هم گرفتی

    متاسفانه جنبه ارثی چنین اختلالاتی هم بالاست برای همین نیاز به دارو معمولا لازمه

    البته کارکرد روانی هم داره که قطعا خودت میدونی و دنبالش رفتی

    تونستی یه نگاهی به این چند لینک بنداز ببین چیزی دستگیرت میشه

    https://internalfamilysystems.pt/multimedia/webinars/talk-robert-fox-ocd-type-parts

    https://www.therapywithalessio.com/articles/ifs-and-ocd-how-does-the-ifs-method-work-for-ocd

    https://www.therapywithalessio.com/articles/ocd-from-an-ifs-therapy-perspective

    https://www.colleenwest.com/blog/for-therapists/treating-ocd-with-internal-family-systems-parts-work

    • حامد امان‌پور

      عضو
      روز ۲۷ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۲۱ و ۰۴ دقیقه

      سلام هیوا جان. خوشحالم دوباره می‌بینمت. ممنونم از پاسخ و راهنمایی جامعت. من هم برام حوزه ذهن و بیماری های روان بسیار جذاب شده مخصوصا که باگ خودم همین وسواسه. همون طور که به درستی اشاره کردی، وسواس می‌تونه ژنتیکی باشه که برای من همین طور هم هست. تقریبا تمام اعضای خانواده من OCD یا OCPD با درجات متوسط تا شدید دارن. همین طور شبکه اصلی دوستانی که انتخاب کردم یا انتخابم کردن و تصور میکنم گروهی از اندیشمندان مورد علاقه ام. در خانواده ردش رو تا سه نسل قبل پیدا کردم. به نظرم در برخی روایات و آثار تاریخی هم میشه ردش رو مشاهده کرد و یک بنای عظیم اندیشه بر این اساس شکل گرفته. ضمنا بی صبرانه منتظر انتشار کتابت هستم.

      • هیوا شم

        مدیر کل
        روز ۲۸ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۰۷ و ۵۸ دقیقه

        جالبه

        مشخصه بررسی های زیادی انجام دادی

        ما بعداً همینجا گروه های مطالعاتی حول چنین موضوعاتی خواهیم داشت

        در اصل ترم 8 ما در مورد پروژه هایی هست که با زبان انجام میدیم

        از درآمد دلاری گرفته تا تحصیلات آنلاین و مطالعات منسجم حول یه موضوع یا ارتباط گرفتن با متخصص ها و نویسنده ها

        راستی این سرنخ رو هم دوست دارم بذارم اینجا

        شاید برات جالب باشه

        https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/17196053/

        https://www.vice.com/en/article/vbxey8/can-you-treat-ocd-with-shrooms-psychedelics

        • حامد امان‌پور

          عضو
          روز ۲۹ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۱۳ و ۴۱ دقیقه

          فکر کنم کمال گرایی مثبت یک آدم نکته سنج و اهل مطالعه با همراهی یک تیم خوب، منجر به طراحی و اجرای یک دوره آموزشی فوق العاده شده 🙂

          • هیوا شم

            مدیر کل
            روز ۲۹ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۲۱ و ۰۳ دقیقه

            ممنونم حامد امیدوارم در عمل بتونیم همینطوری که میگی باشیم

  • هیوا شم

    مدیر کل
    روز ۲۷ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۲۰ و ۳۱ دقیقه

    یه نکته دیگه رو هم دوست دارم اضافه کنم

    این موضوعات بسیار پیچیده هستن

    کسی که OCD یا حداقل یه اختلال شدید دیگه رو نداره نمیتونه تصور کنه که ماهیت اینها چیه

    برای همین معمولا صحبتهاشون خیلی سطحی و دور از واقعیته

    • حامد امان‌پور

      عضو
      روز ۲۷ آذر ۱۴۰۰ در ساعت ۲۱ و ۰۵ دقیقه

      به نظرم یک جاهایی حتی پزشکان هم نمیتونن درک کنن و صرفا یک سری تئوری میدونن. به دکترم به شوخی میگفتم شنا در مرحله علم الیقین هستین و ما عین الیقین 🙂

Log in to reply.

شروع یک گفتگو
0 از 0 پاسخ ها ژوئن ۲۰۱۸
اکنون
ثبت گزارش
 
[contact-form-7 id="56866" title="فرم تماس 1"]